جمعیت و برنامه ریزی
مقدمه
از نظر اکولوژی جمعیت مجموعه افراد متعلق به یک گونه است که در یک فضای معین و در یک زمان مشخص زندگی می کنند. به عنوان مثال وقتی می گوییم جمعیت ایران منظور همه ایرانیانی هستند که در یک زمان معین در کشور ایران زندگی کرده یا زندگی می کنند. جمعیت شهری نیز به همین منوال است، جمعیت شهری جمعیتی است که در یک زمان معین در شهری خاص یا شهرهای یک قلمرو زندگی می کنند.
برنامه ریزی آوردن زمان آینده به حال است تا بتواند الان برای آن کاری انجام دهد. برنامه ریزی معمولاً معادل آینده نگری در نظر گرفته شده و عبارت از مجموعه اقداماتی که به پیش بینی آینده پرداخت و برای دستیابی به یک آینده مطلوب تلاش می کند. بنابراین، برنامه ریزی متضاد روزمرگی بوده و به فکر روزهای آتی است.
برنامه ریزی شهری نیز با توجه به اقتصاد و عملکرد عوامل شهری، نحوه استفاده از اراضی، محله بندی، مسکن، ترافیک، فضای سبز و غیره را در رابطه با جمعیت و فونکسیون شهر مورد بررسی قرار می دهد.
بررسی جمعیت در برنامه های و مطالعات کاربردی جمعیت در ایران از حدود 45 سال پیش که تهیه طرح های جامع و تفصیلی آغاز شد و برای نخستین بار جمعیت به عنوان مهمترین عامل در برنامه ریزی تجلی یافت. در طرح ریزی کالبدی شهرها نه تنها تعداد جمعیت بلکه ساخت و خصوصیات آن مد نظر قرار گرفت. این اقدام اگر چه در ابتدا ظاهراً کوچک و کم اهمیت می نمود لکن با گذشت زمان بر اثر افزایش سریع جمعیت کشور و گسترش شهرها اهمیت فزاینده ای یافت و به تبع آن جمعیت شناسی نیز حضور خود را در اغلب برنامه ریزی های اقتصادی و اجتماعی تثبیت کرد (دویران، 1387)
مفهوم شهروندی
شهروند یا سیتزین از واژه لاتین سیویتاس مشتق شده است. این واژه در زبان لاتین تقریباً معادل کلمه پولیس در زبان یونانی است. در دایره المعالف بریتانیکا آمده مفهوم شهروندی در معنای مدرن آن ناظر به ارتباط فرد و دولت است که طی آن از سویی فرد مرهون وفاداری به دولت و از طرف دیگر مستحق حمایت از جانب دولت است. در تعریف مذکور سه نکته اساسی وجود دارد: 1- شهروندی منحصر به ارتباط فرد و دولت است؛ 2- این ارتباط متضمن حقوق و تکالیف معینی است؛ و 3- شهروند وظیفه وفاداری به دولت را نیز بر عهده دارد.
شهروندی در جهان معاصر از معنای حقیقی خود دور شده است. بنابراین با توجه به نظریه های شهروندی، هسته مشترک تعاریف ارائه شده از شهروندی به شرح زیرا است:
• نوعی پایگاه و نقش اجتماعی مدرن برای تمامی اعضای جامعه؛
• مجموعه به هم پیوسته ای از وظایف، حقوق، تکالیف و مسئولیت ها و تعهدات اجتماعی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فرهنگی همگانی، برابر و یکسان.
• احساس تعلیق و عضویت اجتماعی مدرن برای مشارکت جدی و فعالانه در جامعه و حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی.
• برخورداری عادلانه و منصفانه تمامی اعضای جامعه از مزایا، منابع و امتیازهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و امنیتی فارغ از تعلق طبقاتی، نژادی، مذهبی و قومی (وارثی و محمودزاده، 1394).
برنامه ریز شهری کیست؟
پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است شاید اگر چند دهه ی پیش این سؤال مطرح می شد، به صراحت می توانستیم افرادی را که غالباً دارای تحصیلات دانشگاهی فنی و مهندسی بودند و با روش های علمی در دفاتر کاری، نقشه های شهری تهیه می کردند را نشان دهیم. این افراد به واسطه ی تحصیلات دانشگاهی و آموختن روش های علمی و مهندسی، مشروعیت مداخله در طرح ها را می یافتند. مصداق این گونه از برنامه ریزان هم اکنون در کشور ما، مشغول به فعالیت هستند؛ اما همزمان در بیشتر کشورهای توسعه یافته، برنامه ریزی فرایندی سیاسی قلمداد می شود که به اجتماعی سرشار از تعارض و تضاد در منافع، خواسته ها، نیات و آرزوها باور دارد. فریدمن (2008)، برنامه ریزان را، «میانجی گران بین شناخت و کنش تعریف می کند و هیلیر کسانی را که باعث ایجاد اجماع در مسایل مختلف یک اجتماع شوند را برنامه ریز می خواند. داویدف برنامه ریزان را در نقش وکلا و الکساندر برخی از برنامه ریزان را در نقش تاجر می بیند، اتزیونی برنامه ریزان را مصلح اجتماعی می داند و فریدمن در رویکردهای اخیرش آنها را فرمانده شورش می خواند (صرافی و همکاران، 1394).
روند تحول جایگاه برنامه ریزان
نخستین کسانی که دست به برنامه ریزی زدند، مهندسان بودند؛ زیرا در نبود رشته ی برنامه ریزی شهری، این مهندسان معمار و عمران گران شهری بودند که وارد عمل شدند و درست به همین دلیل و همچنین «فقدان یک نظری هی درون زا در برنامه ریزی مباحث «علمی و فنی» که دیدگاه غالب مهندسان بود، راه خود را در مباحث برنامه ریزی شهری باز کرد. در این مباحث «برنامه ریزی بر ماورای ارزشی بودن اصرار دارد و غالباً بر منطق ریاضی و مهندسی استوار است. در این نوع برنامه ریزی، نظام دیوان سالار و سلسله مراتب، حاکم است و برنامه ریزی شهری محدود به برنامه ریزی کالبدی بر اساس توزیع زمین بر پایه استانداردها و اهداف عملیاتی موردنظر است». برنامه ریزان، در این نوع برنامه ریزی، بیشتر دولتی و یا دست کم در خدمت دولت هستند، این برنامه ریزی تمامیت خواه است و از این رو توجیهش، جامعیت آن است. آنها این گونه می پندارند که قادرند خیر و شر جامعه را خود به واسطه ی تخصصی که دارند به تنهایی تشخیص دهند. با گسترش آ گاهی های اجتماعی و افزایش میزان مشارکت مردم در اجتماع، توقعات برای مشارکت در ساختار قدرت سیاسی افزایش یافت، بدین ترتیب مشارکت سیاسی مردم، همراه با سر برآوردن دموکراسی های محلی، باعث اعمال فشار و در نهایت تغییر رویکردهای برنامه ریزی و طرد اندیشه ی جامعیت شد (به خصوص طرح های جامع). این اندیشه زیر فشار انتقادهای جدی به شرح زیر قرار گرفت:
نخست، برنامه ریزیِ جامع مستلزم سطحی از شناخت، تحلیل و هماهنگی سازمانی است که ا گر محال نباشد، پیچیده است. این انتقاد به مطرح شدن برنامه ریزی گام به گام رهنمون شد.
دوم، فرض برنامه ریزی جامع وجود منافع عمومی مشترک بود، اما نتیجه، دفاع از یک منفعت، چشم پوشی از نیازهای فقرا بود. این نقد به فراخوانی برنامه ریزی حمایتی رهنمون شد.
سوم، ضعف مشارکت اجتماعی در مراحل مختلف برنامه ریزی سنتی توجه روزافزون به برنامه ریزی مشارکتی را سبب شد (صرافی و همکاران، 1394).
جایگاه شهروندی در الگوهای برنامه ریزی شهری
• الگوی برنامه ریزی شهری فن محور: برنامه شهری فن محور با الگوی طرح جامع و تفصیلی و بر اساس نظریات ارگانیستی و اصول کارکردگرایی شهرسازی مدرن در آمیخت و به صورت طرح های توسعه و عمران شهری به کار گرفته شد. این شیوه به دلیل این که از جهت نظری بر اصول عقلانی و تحلیل منطقی و از جهت عملی، بر نگرش کالبدی استوار بود به سمت معیارهای کمی گرایش پیدا کرد. در این نوع برنامه ریزی، اهداف و مقاصد پیشاپیش توسط مسئولان و مدیران تعیین می شود. حیات شهر به مجموعه ای از فعالیت ها و فضاها تعریف می شود که باید نوع، اندازه و مکان آن را تعیین کرد. در این زمینه تاکید بر تخصص و نخبه گرایی است.
• الگوی برنامه ریزی شهری گام به گام: برنامه ریزی شهری گام به گام شیوه جدید در برنامه ریزی است که با هدف نقد الگوی برنامه ریزی جامع و تفصیلی مطرح شد و به دور شدن از اقتدارگرایی، آمریت و تخصص گرایی در فرآیند برنامه ریزی کمک زیادی نمود و آن را به سمت پذیرش خرد جمعی سوق داد. فرآیند تصمیم گیری به جای تکلیف قطعی به صورت گام به گام انجام می شود. مردم نیازهای خود را اعلام می کنند اما اولویت های جامعه محلی توسط متخصص، مشخص و جهت اجرا به دولت و مدیران شهری ارائه می شود.
• الگوی برنامه ریزی شهری حمایتی: برنامه ریزی حمایتی، گروه های مختلف شهری را دارای نیازهای متفاوتی می داند که برای هر یک، برنامه ریزی ویژه ای لازم است. گروه های با نفوذ شهری و ناحیه ای، همواره برنامه ریزی ها را به نفع خود سوق می دهند. باید برنامه ریزی، نقش وکلای مدافع را بازی کنند و از حق و حقوق مردم دفاع نمایند. مبنای برنامه ریزی حمایتی یا وکالتی ارائه خدمات و مهارت برنامه ریزی تخصصی به نفع گروه های اقلیت و فاقد توانایی مالی جهت کسب چنین خدماتی بوده است. در این الگو نوعی سازش و توافق میان منافع گوناگون و متضاد به وجود می آید.
• الگوی برنامه ریزی شهری جنسیت محور – محیطی: در این الگوی بر چند اصل تاکید شده است: 1- جامعیت، هماهنگی و نظارت گروه ها و اقشار، توجه به ارزش ها، فرهنگ انسانی با محوریت جنس مردانه. 2- بعد اخلاقی، تغییر جهت رویکرد کمی به اخلاق در فرآیند تصمیم گیری و فناوری، 3- مراقبت و احترام به ارزش ذاتی طبیعت سایر موجودات.، 4- تنوع فرهنگی در نظام های برنامه ریزی و مشارکت مردم.
• الگوی برنامه ریزی شهری با رویکرد واحدهای همسایگی: در این برنامه، دولت های محلی با درک ماهیت مشکلات، مسائل را شناسایی می کنند. ظرفیت پاسخگویی به مشکلات به شیوه ای پایدار و موثر ایجاد می شود. دموکراسی محلی با رویکرد واحدهای همسایگی دو هدف را دنبال می کند: نزدیکی و همگرایی دولت محلی با مردم و تنظیم عملکردها با نیازهای حوزه خاص شهر (وارثی و محمودزاده، 1394).
چالش های برنامه ریزان در تغییر روش برنامه ریزی
• مهمترین چالش برنامه ریزان رسیدن به اجماع درباره روش جدید برنامه ریزی است. برنامه ریزان باید بسیار مراقب باشند تا در روش جدید برنامه ریزی، شناخت و عمل، محتوا و فرآیند با هم ترکیب شوند و فرآیند نباید صرفاً به عنوان وسیله ای برای رسیدن به یک پایان محتوایی در نظر گرفته شود. مشارکت شهروندان و تفویض اختیارات دولتی، به اجتماعات محلی باید در طرح منتخب گنجانده شود و اینکه به بخش تاریک برنامه ریزی و بستن رخنه ها و خلاها باید توجه ویژه شود.
• مقاومت دولتی، چالش دوم پیش روی برنامه ریزان است. دولت و سیستم برنامه ریزی به هم وابسته اند و نمی توان انکار کرد که در جامعه امروز، دولت و سیستم برنامه ریزی در هم تنیدگی بسیار زیادی با هم دارند. اما در کشور ما فرآیند برنامه ریزی شهری فراتر از در هم تنیدگی، تبدیل به فرآیندی خطی و یک طرفه شده و دولت در این فرآیند همه کاره است. هم سیاست گذار است، هم تصمیم گیر، هم کارفرماست و هم پیمانکار.
• عدم آمادگی اجتماع برای قبول نقش جدید: چشم انداز آینده برنامه ریزی شامل آن گونه از عمل است که با آغوش باز پذیرای ارزش های مختلف اجتماعی و سیاسی است تا مورد بحث و مطالعه قرار گیرد و این ضرورت بدون مشارکت مردم میسر نخواهد شد.
• برنامه ریزان حرفه ای؛ یکی دیگر از چالش های پیش روی برنامه ریزان، خود آنها به عنوان حرفه مندان هستند زیرا تاکید بیش از حد بر جنبه های مالی حرفه برنامه ریزی عملیاتی بیشتر برنامه ریزان را از پیگیری و آشنایی با روش های نوین برنامه ریزی بازداشته است. از طرف دیگر، جهان بینی برنامه ریز که به منزله شناخت ضروری برای مداخله مناسب و ایدئولوژی شایسته برای کنش موجه و مشروع تعریف می شود، یک شب تغییر نمی کند (صرافی و همکاران، 1394).
پیشینه تحقیقات انجام شده
زیاری، پوراحمد، حاتمی نژاد و محمدی (1395) در پژوهشی با عنوان «برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد با تاکید بر توانمندی مالی و خط فقر مسکن (جمعیت شهری استان کردستان)» نشان دادند که مسکن در کشور ما از نظر اقتصادی کاملاً دو وجهی میباشد به این معنا که در عین مصرفی بودن، با توجه به شرایط اقتصادی کشور، همواره کالایی سرمایهای نیز محسوب شده است . ارزش سرمایهای آن در شرایطی که سایر بخشهای تولیدی و تجاری کشور در حال رکود میباشد و مسکن یکی از محدود بخشهای جذب کننده نقدینگیهای مردم میباشد؛ پر رنگ تر میشود. با توجه به جایگاه و اهمیت مسکن در اقتصاد خانوارها از یک سو و اقتصاد کلان کشور از طرف دیگر، تحولات در هر کدام از بخشهای کلان اقتصادی کشور در بازار مسکن تاثیرگذار بوده و در عین حال، هر تغییر و تحولی در ویژگیهای اقتصادی بخش مسکن، باعث اثرات زنجیره ای در اقتصاد کلان میباشد. در شهر سنندج با توجه به شرایط توپوگرافی و محدودیت در عرضه زمین در ارتباط با نرخ رشد جمعیت (بخصوص مهاجرتپذیری) ، اقتصاد مسکن شرایط ویژه و مهمی دارد و تامین مالی و سهم پس انداز خانوارها عامل تعیین کننده می باشد. در این مقاله سعی میشود با بررسی اجمالی بازار تولید و عرضه زمین و مسکن ؛ سهم مسکن در سبد هزینه ای خانوارها بررسی شود . در ادامه با بررسی نرخ حمایت در بازار زمین و حجم یارانه ها، نرخ سودآوری اقتصادی در بازار زمین و ساخت وساز محاسبه میشود. برآورد بهرهوری عوامل تولید بعنوان یکی از عوامل اصلی تاثیرگذار در رونق و یا رکود این بخش در خاتمه صورت میگیرد. تحقیق بصورت کتابخانهای و میدانی انجام شده است و نتایج مطالعه نشان میدهد که بین تقاضای موثر و تقاضای بالقوه همچنان شکاف معناداری وجود دارد؛ در حالیکه نرخ سودآور در بازار زمین و ساخت و ساز بسیار بالا میباشد، بهرهوری عوامل تولید مسکن هم در مجموع مثبت و روبه رشد میباشد.
وارثی و محمودزاده (1394) در پژوهشی با عنوان «ارزیابی شاخص های شهروندی در برنامه ریزی شهری» نشان دادند که يکي از مهمترين دغدغه هاي برنامه ريزان شهري، تامين حداکثر رضايتمندي شهروندان است. موضوع رضايتمندي ساکنين يک شهر بعنوان پايه و اساس پيامدهايي چون حس تعلق به مکان، هويت، مشارکت فعال، پيوستگي اجتماعي و... به عنوان هدف بنيادين برنامه ريزي شهري، از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است. هدف اصلي از پژوهش حاضر، بررسي و تحليل جايگاه شهروندي در الگوهاي برنامه ريزي شهري و شاخص هاي شهروندي در دو بخش حقوق و وظايف مي باشد. نوع و روش تحقيق ترکيبي (پيمايشي، همبستگي و اسنادي و...) با بهره گيري از آزمون هاي آماري از جمله (آزمون T و آزمون فريدمن) بوده و از ابزار اندازه گيري پرسشنامه براي گردآوري اطلاعات از ميان 100 نفر متخصصان و کارشناسان که به روش نمونه گيري خوشه اي توام با تصادفي ساده انتخاب شده بود، استفاده گرديده است. در بررسي الگوهاي برنامه ريزي شهري، نتايج نشان مي دهد که اگر چه هر الگويي بر گروهي و دسته اي از شهروندي تاکيد دارند، ولي بستري براي حضور و مشارکت شهروندان به معناي عام را فراهم نمي آورند و مشارکت براي گروه هاي برگزيده اي از مردم فراهم مي شود و بيش از آن که در جهت منافع جمعي باشد در جهت منافع گروهي و طبقاتي عمل مي کند. همچنين در بررسي شاخص هاي شهروندي در بخش حقوق؛ موضوع مشارکت (8.13)، عدالت (7.45)، امنيت (7.27)، داراي بيشترين تاثير در شاخص هاي مورد بررسي مي باشد، و نيز در بخش تعهدات و وظايف؛ شاخص هاي قانون مداري و پذيرش منافع عمومي با ضريب (3.27) از جايگاه و اهميت بالاتري برخوردار مي باشد.
صرافی، توکلی نیا و چمنی مقدم (1393) در پژوهشی با عنوان «جایگاه برنامه ریز در فرآیند برنامه ریزی شهری ایران» نشان دادند که برنامه ریزان به عنوان میانجی گران بین شناخت و کنش، جایگاه مهمی در به ثمر رسیدن مطلوبها در فرایند برنامه ریزی هر جامعه ای دارند. روند رویکردهای اخیر که مبتنی بر اجتماع و سیاسی شدن فرایند برنامه ریزی و بالطبع، دور شدن از فرایند برنامه ریزی صرفاً فنی، کالبدی و عقلانی بوده است، ذهنیت تغییر در بسیاری از راهبردهای برنامه ریزی را سبب شده است. برنامه ریزان در رویکردهای جدیدتر ترغیب شده اند تمامی تلاششان را معطوف به استفاده از تمامی نیروها، جهت پیشبرد اهداف، برای خلق جهانی بهتر کنند. رسیدن به این وضعیت، اصلاً روندی ساده و در دسترسی نبوده است. هنوز در بسیاری از کشورها (و ازجمله در کشور ما)، بخش عمده ای از تلاش برنامه ریزان در فرایند برنامه ریزی به سبب تعریف ناقص و ناکارآمد، و همچنین دخالت های دولتی، عملاً بی نتیجه مانده است. این مقاله می کوشد با نگاهی انتقادی، فرایند برنامه ریزی و جایگاه برنامه ریزانِ علم گرا و فن گرای کنونی کشور را بررسی و ضرورت تغییر روش برنامه ریزی، به روشهای اجتماع محور و سیاست محور را یادآوری کند و برنامه ریزان را به بازتعریف جایگاه خود در برنامه ریزی دعوت نماید. در این مقاله تلاش شده است ابتدا از طریق مطالعات اسنادی انتقادهای اصلی واردشده بر برنامه ریزی فنی و سنتی که برنامه ریزی غالب در کشور است، بررسی شود و سپس این انتقادها در روند مطالعات کشور مورد کنکاش قرار گیرند. ازآنجایی که بخش عمده ای از مطالعات کشور توسط شرکت های مهندسان مشاور، صورت می گیرد؛ از طریق مصاحبه با مدیران عامل بزرگترین شرکت های مهندسین مشاور کشور، چالشهای پییش روی برنامه ریزان مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. این مطالعه نشان می دهد نقش برنامه ریزان در بین اضلاع اصلی جامعه یعنی دولت و اجتماع جانبدارانه، ناقص و پرایراد است، برداشتهای برنامه ریزان از برنامه ریزی نیز بسیار ناپخته، یخ زده و تغییرنیافته است و برنامه ریزی به واسطه ویژگی جانبدارانه و درونی شده در درون ساختار دولت یک طرفه و کاسب کارانه شکل گرفته است.
فاروقی (1391) در پژوهشی با عنوان «برنامه ریزی ترابری شهری و توسعه اجتماعی (مطالعه تطبیقی ایران و فرانسه)» نشان داد که برنامهریزی اصولی ترابری شهری در تامین یکی از ضروریات شهرنشینی یعنی جابجایی، امر اجتنابناپذیری است. تاریخ سیستمهای ترابری مدرن ایران به50 سال محدود شده و سالها پس از پایگذاری شهرسازی در مفهوم واقعی آن، ظاهر شده است. منطق موضوع و نیاز انکارناپذیر آن حکم می کند تا ترابری، توسعه شهر و جمعیت موازی با هم حرکت کرده و نقش خود را در فعالیتهای جامعه ایفا کنند. شهرهای کشور ما، ویژگیهای شهری و ترابری زیادی با شهرهای کشورهای توسعه یافته دارد، لیکن شرایط خاص هریک حکم می کند تا نتوان پاسخ یکسانی به رفع مشکلات آنها داد. در این مطالعات، بر اساس تاریخچه جمعیتی و ترابری گذشته دو کشور در حال توسعه و توسعه یافته ایران و فرانسه، ویژگیها و روند پیشرفت ترابری شهری آنها مقایسه شده است. برای این منظور پایتختهای تهران و پاریس به عنوان دو مرکز شهرنشینی خیلی بزرگ و دو شهر سنندج و رن از شهرهای با جمعیت نسبتاً کم با ویژگیهای حدوداً مشابه انتخاب و مطالعات مربوطه انجام شده است. از نتایج بررسیها میتوان به افزایش قابل توجه جمعیت شهرهای در حال توسعه نسبت به نمونههای توسعه یافته اشاره کرد که با الگوبرداری نامطلوب رشد ترابری خصوصی و نیمه خصوصی آنها نسبت به کشورهای توسعه یافته مشکلات را دو چندان کرده است. در مقابل، توسعه ترابری عمومی و به ویژه سیستمهای ریلی ایران همسان با کشورهای توسعه یافته نبوده و روند رشد آن بسیار کند و یا ناچیز بوده است. مهمترین ویژگی ترابری شهری کشور ما کارگماری بالای آن است. لذا ضروری است، با سرمایهگذاری مناسب و تغییر الگوی سنتی،فرهنگی و کارگماری جامعه، روند فعلی توسعه حمل و نقلی اندک اندک اصلاح شود، در غیر این صورت چالشهای ترافیکی، آلودگیهای زیستمحیطی و مصرف بیرویه انرژی فسیلی زندگی سالم اکثر مناطق شهری را به خطر خواهد انداخت.
زمانی (1388) در پژوهشی با عنوان «اهمیت جمعیت شناسی در برنامه ریزی های آمایش سرزمین (با تاکید بر مطالعه مهاجرت های استانی)» نشان داد که ظهور کلان شهرها و مناطقی با تراکم جمعیتی بالا و نیز تحرک و جابجایی دائمی جمعیت در سطح شهرها و روستاها،نیاز به داشتن آگاهی درست از توزیع جمعیت و تجزیه و تحلیل آن را موجب میشود. در طرحریزی کالبدی مناطق،نه تنها تعداد جمعیت،بلکه ساخت و خصوصیات آن نیز مد نظر قرار میگیرد که با گذشت زمان بر اثر افزایش سریع جمعیت در پهنه سرزمین و گسترش شهرها،اهمیت فزایندهای یافته و به تبع آن جمعیتشناسی نیز حضور خود را در اغلب برنامهریزیهای اقتصادی و اجتماعی تثبیت میکند. عدم توجه به شاخصهای جمعیتی در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای منطقهای و ملی،موجب میگردد که توان منطقه و سرزمین با جمعیت آن تناسب نداشته و مشکلات بسیاری را جهت دستیابی به توسعه متوازن در سطح ملی بوجود آورد. این مقاله با استفاده از روش اسنادی و بهرهگیری از منابع آماری از قبیل آمارهای توصیفی،نتایج سرشماری نفوس و مسکن،کتب و گزارشهای تحقیقی،با تمرکز بر مهاجرت های استانی به مطالعه جمعیت در برنامهریزی آمایش سرزمین جهت دستیابی به توسعه متوازن در سطح ملی میپردازد.
دویران (1387) در پژوهشی با عنوان « نقش جمعیت در برنامه ریزی شهری: نمونه مورد؛ شهر زنجان» نشان داد که جمعیت در هر کشوری مبنای اساسی هر برنامهریزی است.لذا توجه به شاخصها و معیارهای جمعیتی و به کار بستن آنها در بعد اجرایی برنامهریزیها میتواند نقش مهمی در برنامهریزی پایدار داشته باشد.این مقاله قصد آن دارد تا با بررسی جمعیت و شاخصهای مهمی چون تعداد،بعد خانوار،نسبت سنی و جنسی و تراکم جمعیت در شهر زنجان به کاربرد جمعیت در برنامهریزی شهری بپردازد.
جمع بندی یافته ها
جمعیت و عناصر وابسته به آن به عنوان عاملی تعیین کننده در پیشبرد و تحقق برنامه ریزی هاست. چرا که برنامه ریزی برای افرادی تهیه می شود که استفاده کنندگان نهایی بوده و می خواهند از نتایج آن بهره مند شوند. متاسفانه در بسیاری از برنامه ریزی ها به جمعیت به عنوان مفهومی صرفاً کمی که مقدار عددی بیش نیست پرداخته شده است. بسیار شاهد آن هستیم که در طرح های شهری چون طرح تفصیلی و جامع شاهد مطالعات عمیق جمعیتی بوده ولی در مرحله برنامه ریزی و ارائه پیشنهاد، جمعیت و شاخص های آن، آنطور که باید در نظر گرفته شود به کار بسته نمی شود. حال ممکن است این مسئله در طرح ها لحاظ شده باشد ولی برنامه ریزان و مدیریت های مربوطه شهر از اجرای آن خودداری نمایند. در نتیجه این امر، عاملی در پراکندگی نامناسب و نارسایی خدمات در شهر شده که نه تنها جوابگوی نیازمندی های جمعیت ساکن نیست بلکه مسائل و مشکلات دیگری را نیز سبب ساز می شود.
جمعیت تنها یک شاخص کمی نیست بلکه شاخصی کیفی با یان کمی است که با بررسی ویژگی های جمعیتی یک شهر یا یک محله می توان ساختار برنامه ریزی آن را تعیین نمود. بنابراین در نظر گرفتن شاخص های جمعیتی در برنامه ریزی ها و برنامه ریزی بر اساس شاخص های جمعیتی می تواند بر موفقیت برنامه ریزی بیفزاید.
اما، با وجود تحولات گسترده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی در کشور و به تبع آن افزایش سطح آ گاهی و دانش عمومی، وضعیت برنامه ریزی شهری در ایران تغییر چندانی نکرده است و طرح های شهری همچنان بر همان سبک و سیاق گذشته تهیه می شوند. بخش عمده ای از این رخوت و در جا ماندگی متوجه برنامه ریزان و تعریف نادرستِ جایگاه شان است که سبب ساز برداشت های نادرست از مفاهیمی چون شناخت، حقیقت، عقلانیت و همچنین نادیده گیری ارزش ها و سیاست ها در برنامه ریزی شده است. نگاهی گذرا به بازخورد طرح های شهری اجرا شده در کشور می تواند تردیدهای جدی ای را نسبت به روش کنونی و سنتی برنامه ریزی ایجاد کند، در حقیقت برنامه ریزی سنتی حاکم بر کشور با همان انتقادهای جدی ای روبرو است که بر این طرح ها در دهه 1980 وارد شد. ریشه های اصلی برنامه ریزی سنتی بر درک نادرست و ترجیح اشتباه مفاهیمی چون شناخت علمی و روش رسیدن به حقیقت با استفاده از عقلانیت ابزاری استوار است. این نوع برنامه ریزی با تأکید بر روش فنی و علمی و نادیده گیری واقعیت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حتی ارزش های شخصی، بنا را بر بی طرفی برنامه ریزان گذاشته است. در حالی که بیشتر نظریه های جدید با تأکید بر مفاهیمی چون عدالت و مشارکت، برنامه ریزان را از افراد در خدمت دولت با تصور جایگاه بی طرف در فرایند برنامه ریزی به سمت برنامه ریزانی در خدمت مردم و دارای ارزش های والای انسانی پیش برده است. با این توضیحات برنامه ریزان را می توان با توجه به نزدیکی به هر یک از ارکان جامعه یعنی دولت و مردم در قالب یکی از جایگاه های زیر تصور کرد: 1- برنامه ریزان دولتی، 2- برنامه ریز در خدمت دولت، 3- برنامه ریز بی طرف، 4- برنامه ریز در خدمت مردم و 5- برنامه ریز مردمی.
منابع
uf0a7 دویران، اسماعیل (1387). نقش جمعیت در برنامه ریزی شهری: نمونه مورد؛ شهر زنجان، جمعیت، شماره 65 و 66، صص 48-27.
uf0a7 زمانی، فریبا (1388). اهمیت جمعیت شناسی در برنامه ریزی های آمایش سرزمین (با تاکید بر مطالعه مهاجرت های استانی)، فصلنامه جمعیت، شماره 69 و 70، صص 132-107.
uf0a7 زیاری، کرامت اله؛ پور احمد، احمد؛ حاتمی نژاد، حسین؛ محمدی، اکبر (1395). برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد با تاکید بر توانمندی مالی و خط فقر مسکن (جمعیت شهری استان کردستان)، پژوهش های جغرافیای انسانی، دوره 48، صص 226-221.
uf0a7 صرفی، مظفر؛ توکلی نیا، جمیله؛ چمنی مقدم، مهدی (1393). جایگاه برنامه ریز در فرآیند برنامه ریزی شهری ایران، مطالعات شهری، دوره 3، شماره 12، صص 32-19.
uf0a7 فاروقی، فرزین (1391). برنامه ریزی ترابری شهری و توسعه اجتماعی (مطالعه تطبیقی ایران و فرانسه)، مطالعات شهری، شماره دوم، صص 100-87.
uf0a7 وارثی، محمدرضا؛ محمودزاده، محمود (1394). ارزیابی شاخص های شهروندی در برنامه ریزی شهری، دوره 13، شماره 47، صص 115-99.
برچسب:
نویسنده: مانی طاهری